4 مقابله مذهبی

 2-4-1تعریف مقابله

زندگی بشر مبارزه پایان ناپذیری بوده و قدرت مقابله و سازگاری او تنها پایگاه مستحکمی است که متضمن بقای او و راه گشای او در ادامه ی مبارزه است. مقابله و سازگاری فرآیندی پویا، مداوم، پیشرونده و حفظ کننده زندگی است که به واسطه ی آن موجود زنده خود را با تغییرات مداوم محیط منطبق می سازد. مکانیزم های سازگاری و شیوه های مقابله ای، تعیین کننده مکان فرد در طیف سلامت و بیماری روانی است که به کارگیری مناسب آن منجر به ارزیابی درست موقعیت، احساس امنیت، دستیابی به حمایت، انعطاف پذیری، رشد و کسب هویت در فرد می گردد (کارسون،1996).

روان شناسی سلامت در سال های اخیر اهمیت زیادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبک زندگی افراد در چگونگی سلامت روان آن ها قائل شده است. شیوه های مقابله، توانایی های شناختی و رفتاری هستند که توسط افراد در معرض استرس به منظور کنترل نیازهای خاص، درونی و بیرونی که فشارآور بوده و فراتر از منابع فردی هستند به کار گرفته می شوند (هینز،1996).

از دیدگاه لازاروس و فولکمن (1984) مقابله عبارت است از: تلاش های فکری، هیجانی و رفتاری فرد که هنگام روبرو شدن با فشارهای روانی به منظور غلبه کردن، تحمل کردن و یا به حداقل رساندن عوارض تنیدگی به کار گرفته می شود.

اتکینسون و همکاران (2003، به نقل از ناگاس و همکاران،2009) مقابله را به عنوان روشی تعریف می کنند که در آن فرد با محیط اجتماعی و فیزیکی خود مواجه شده و منابع خود را در جهت مهار تنیدگی به حرکت در می آورد. اسمیت و همکاران (2003،به نقل از محمدی،1386) اصطلاح مقابله را به فرآیندی اطلاق نموده اند که از طریق آن فرد سعی می کند فشارهای روانی را کنترل و مدیریت کند.

راهبردهای مقابله ای به عنوان یک منبع مهم در مقابله با بیماری های مزمن محسوب می شوند. این راهبردها، فرآیندهای ناخودآگاهی هستند که فرد در مواجهه با تنش های روزمره زندگی از آن ها استفاده می کند (محمودی و همکاران،2003).

 2-4-2مقابله مذهبی

مقابله و سازگاری مذهبی، روشی است که انسان ها از عقاید و شعائر مذهبی جهت رویارویی با مشکلات و فشارهای زندگی بهره می گیرند. تاکنون مطالعات متعددی در کشورهای مختلف جهان در زمینه ارتباط بین گرایشات مذهبی و سلامت روان انجام شده است که نتایج مقتضی را به همراه داشته اند برخی از مطالعات ارتباط مثبت و معناداری را بین به کارگیری شیوه های مقابله مذهبی و کاهش میزان و شدت افسردگی، اضطراب و اختلالات روانی نشان داده است در برخی نیز مثبت و مفید بودن اثر متغیرهای مذهبی (اعتقادات، ارزش های دینی، دعا، زیارت و…) بر سلامت روان مورد تاکید قرار گرفته است (عظیمی،1381).

گروهی از محققان به نقش مذهب در مقابله با حوادث بحرانی زندگی اشاره کرده وتحت عنوان مقابله مذهبی از آن یاد می کنند (پارگامنت، اولسن، 1992). مطالعات نشان می دهد “مذهب” نقش مهمی در مقابله با “تنیدگی” بازی می کند و “نماز” و اعتقاد به”خدا” به عنوان دو نوع از شایع ترین منابع مقابله همواره وجود داشته اند. هم چنین شواهد نشان داده مذهبی بودن با تاثیر بر شناخت ممکن است اثراتی با اهمیت روی سلامتی و کاهش تنیدگی داشته باشد (لوونتال و همکاران،2000).

پارگامنت و همکاران(1999) مقابله مذهبی را جستجوی معنا در زمان استرس و یک چهارچوب مفهومی تعریف کرده است. مقابله مذهبی در سه بخش تقسیم می شود: میان فردی، یعنی دریافت کمک از افراد مذهبی، معنویت یعنی تجربه عشق و مراقبت از خدا و هیجان یعنی احساس خشم یا فاصله گرفتن از خدا. سه دلیل برای ارتباط بین مقابله و مذهب وجود دارد.

1 – مذهب یک قسمت از فرایند مقابله است. مذهب بخشی از ارزیابی موقعیت است و یک عملکرد روان شناختی محسوب می شود.

2- مذهب بر پیامدهای موقعیت های مهم تاثیر می گذارد یعنی می تواند پیام های سازگار یا ناسازگار را ارتقاء بخشد. مقابله مذهبی یک مقابله مفید است اگرچه ناخشنودی مذهبی یک راه خطرناک و مضر در مواجهه با حوادث منفی زندگی می باشد.

3 – مذهب محصول پردازش مقابله با استرس است، مقابله مذهبی یک متغیر وابسته است یعنی ماهیت حوادث استرس زا روی مقابله مذهبی تاثیر می گذارد. به هر حال در شرایط حوادث استرس زای شدید و تجربه شدید فقدان از مقابله مذهبی استفاده می شود (پارگامنت،1999).

پارگامنت و همکارانش(2000) راهبردهای مقابله مذهبی افراد را بررسی نموده و پنج کارکرد کلیدی مذهب را اینگونه شناسایی کردند: یافتن معنا، دستیابی به احساس کنترل، آسایش معنوی، تسهیل صمیمیت و معنویت و در نهایت تسهیل تغییرات عمیق زندگی.

پارگامنت و همکارانش(2000) هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی مقابله مذهبی را مطالعه، بررسی و شناسایی نمودند. راهبردهای مذهبی مثبت شامل: بازنگری خیرخواهانه مذهبی، ارزیابی مجدد از قدرت خدا، مقابله مذهبی مشارکتی، جستجوی حمایت معنوی، تمرکز مذهبی، پالایش مذهبی، ارتباط معنوی، جستجوی حمایت از روحانیون، کمک رسانی مذهبی و آمرزش مذهبی. راهبردهای مذهبی منفی شامل: ارزیابی کیفری مذهبی، ارزیابی مجدد شیطانی، واگذاری(تسلیم) مذهبی فعالانه و منفعلانه، مقابله مذهبی خودمدارانه، ناخشنودی معنوی، ناخشنودی مذهبی بین فردی می باشد.

2-4-3مقابله مذهبی مثبت

رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نکات معنی دار زندگی دارند، رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند، زیارت و غیره…  می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش های مثبت، موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به این که خدایی هست که موقعیت ها را کنترل می کند و ناظر بر عبادت کننده هاست، تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش می دهد. به طوری که اغلب افراد مومن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با یک دوست بسیار صمیمی توصیف می کنند و معتقدند که می توان از طریق اتکاء و توسل به خداوند، اثر موقعیت های غیر قابل کنترل را به طریقی کنترل نمود. به همین دلیل گفته می شود که مذهب می تواند به شیوه فعلی در فرآیند مقابله موثر باشد (شعاع کاظمی،1388).

مقابله مذهبی مثبت به عنوان روشی تعریف شده است که فرد از منابع مذهبی مانند دعا و نیایش، توکل و توسل بر خداوند برای مقابله با استرس ها استفاده می کند. یافته های اخیر نشان داده اند از آن جا که این نوع مقابله ها هم به عنوان منبع حمایت عاطفی و هم وسیله ای برای تفسیر مثبت حوادث زندگی هستند و می توانند به کارگیری مقابله های بعدی را تسهیل نمایند، از این رو به کار گیری آن ها برای بیشتر افراد مفید واقع می شود (کارور،2002). مقابله مذهبی مثبت سبک هایی از مواجهه با رویدادهای منفی زندگی است که در آن ها، فرد با بهره گیری از ارزیابی ها وتغییرات مثبت مرتبط با یاری پروردگار به استقبال رویدادها می رود ( شعاع کاظمی،1388).

به طور کلی مقابله مذهبی مثبت متکی بر باورها و فعالیت های مذهبی است و از این طریق در کنترل استرس های هیجانی و ناراحتی های جسمی به افراد کمک می کند. داشتن معنا و هدف در زندگی، احساس تعلق داشتن به منبعی والا، امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل زای زندگی، برخورداری از حمایت های اجتماعی و روحانی و نظایر آن ها همگی از جمله منابعی هستند که افراد مذهبی با برخورداری از آن ها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی آسیب کمتری را متحمل شوند (شعاع کاظمی،1388).

از دیدگاه پارگامنت (1997) استفاده از راهبردهای مذهبی مثبت باعث می شود فرد نیاز کمتری به حمایت بیرونی داشته باشد و این عامل موجب احساس توانمندی در فرد می شود. هم چنین زمانی که این افراد برای حل مشکل خویش به خدا روی می آورند، معتقدند که مشکل آن ها قابل تغییر است و این امر امکان کنترل روی موقعیت را افزایش می دهد. برای مثال، فرد معتقد است که در هنگام مواجهه با یک رویداد دردناک خدا او را تنها نخواهد گذاشت (پارگامنت و هان،1986؛پارگامنت و همکاران،2000).

پارگامنت و همکاران(1998)مقابله مذهبی مثبت را به عنوان راهی برای تفسیر کردن و پاسخ دادن به رویدادهای زندگی تعریف کردند که ارتباطی مطمئن و ایمن با خدا، حس معناداری و هدف مندی زندگی و ارتباط معنوی با دیگران را منعکس می کند. این الگوی مقابله ای به طور تجربی با سازگاری روان شناختی سالم مرتبط است (آنو،وسکانسلز،2005). مقابله مذهبی مثبت شامل احساسی از معنویت، ارتباط معنوی با دیگران و داشتن این عقیده است که زندگی دارای معنایی است و باید ان را کشف کرد و نمونه هایی از مقابله مذهبی عبارتند از؛ بازنگری خیرخواهانه مذهبی، مقابله مذهبی همراهانه، جستجوی حمایت معنوی، ارتباط معنوی، تزکیه مذهبی، جستجوی کمک از رهبران دینی.

 2-4-4مقابله مذهبی منفی

در  مقابله مذهبی منفی، فرد رابطه ی اجتنابی و نامطمئن با خدا برقرار می نماید. برای مثال، فرد معتقد است که خدا در لحظه های سخت او را تنها خواهد گذاشت (پارگامنت و هان، 1986؛پارگامنت و همکاران، 2000).

مقابله مذهبی منفی نباید علامت آسیب شناختی یا ضعف اعتقادی باشد برعکس، می تواند بیان گر نقطه عطفی در زندگی باشد مانند تجربه تحمل در زندگی (پارگامنت،2007). به عبارت دیگر مقابله مذهبی منفی پاسخی است به یک تهدید یا چالش در قالب افکار، اعمال، روابط و تجربیات معنوی و مذهبی فرد که می تواند به سوی رشد یا زوال پیش رود (پارگامنت و همکاران،2006).

سه نوع مقابله مذهبی منفی وجود دارد: درون فردی، میان فردی و الهی (پارگامنت، مورای، سوانک، ماگیار، آنوی،2005 ). مقابله مذهبی منفی میان فردی، به تعارض های معنوی فرد با دوستان، خانواده یا گروه های مذهبی اشاره دارد. برای مثال افرادی که احساس می کنند حمایت معنوی کمی از افراد نزدیک در زندگی دریافت می کنند، ممکن است دچار مقابله مذهبی منفی میان فردی باشند. برعکس، مقابله مذهبی منفی درون فردی، به شک ها و سوالات شخصی درباره معنویت، عقاید رایج مذهبی و اهداف زندگی اشاره دارد. در نهایت مقابله مذهبی منفی الهی به تعارض ها، سوالات و تنش هایی در رابطه با خدا اشاره می کند، مانند خشم گرفتن نسبت به خدا و یا این احساس که، خدا مرا رها کرده است. این سه نوع مقابله مذهبی منفی می تواند تاثیرات نافذی بر فرد، جامعه و سلامت جسمانی و بهزیستی فردی داشته باشد (فاگین،2008).

 2-4-5  بررسی تاثیر باورهای مذهبی خانواده های دارای کودک مبتلا به سرطان در روند درمان آن ها

 باورهای مذهبی با تاثیر گذاری بر ارزیابی موقعیت، ارزیابی شناختی فرد، فعالیت های مقابله ای، منابع حمایتی و غیره می توانند موجب کاهش احساس آسیب پذیری در فرد شوند (لزیو،2007). از طرفی، باور به اینکه خدایی هست که موقعیت ها را کنترل می کند و ناظر بر عبادت کننده ها است تا حد زیادی اضطراب مرتبط با بیماری را کاهش می دهد. بنابراین، مقابله مذهبی با رویکردی متکی بر باورها و فعالیت های مذهبی در کنترل استرس های هیجانی و ناراحتی های جسمی افراد کمک کننده است (ریپن تروپ و همکاران،2005).

کوئینگ(2004) معتقد است که مذهب باعث ایجاد دیدگاه مثبت در فرد نسبت به دنیا می شود و او را در مقابل رویدادهای ناگوار زندگی یا بیماری یاری می رساند و با ایجاد انگیزه و انرژی در فرد باعث امیدواری وی نسبت به بهبود شرایط زندگی می شود. این امر موجب افزایش تحمل و پذیرش موقعیت های غیر قابل تغییر می شود. از طرفی در بسیاری از موارد اضطراری که علم و دانش به فرد کمکی نمی کند اهمیت این مسئله بیشتر خواهد بود. مذهب نقش مهمی در پذیرش بیماری توسط فرد دارد. در واقع راهبردهای مقابله ی مذهبی سبب حفظ و ارتقای عزت نفس بیمار، ایجاد حس هدفمندی و معناداری زندگی و افزایش آسایش خاطر روانی و امیدواری می شوند (هربرت همکاران،2009؛بوسینگ و همکاران،2009؛بوسینگ و همکاران،2008).

گرایش ها و باورهای مذهبی و انجام دادن امور مذهبی همچون دعا، نیایش، توکل به خداوند وتفکر راجع به مفهوم زندگی، اعتقاد به خیرات می توانند راهبردهای موثر و مناسبی برای مقابله با استرس و مشکلات ناشی از بیماری های صعب العلاج هم چون سرطان باشد (شعاع کاظمی،1388). انجام فرائض دینی مانند نماز و روزه، دعا، اعمالی مانند نذر کردن و صدقه دادن که ناشی از اعتقادات مذهبی افراد است اعمالی هستند که به کرات توسط خانواده ها برای کسب سلامتی فرزندشان مورد استفاده قرار می گیرد. هم چنین اظهارات خانواده ها نشان داد که اعتقاداتی هم چون کمک از طرف خداست، سلامت و مرگ انسان دست خداست، اگر او بخواهد و صلاح باشد سلامتی فرد بازمی گردد و نیز انجام اعمال مذهبی مانند تکرار یک کلمه یا عبارت در دعا و گرفتن حالات آرام بخش طی انجام اعمال مذهبی و قرارگیری در محیط آرام و روحانی مسجد یا زیارتگاه ها باعث سازگاری موثر با بیماری شده و باعث کاهش سطح درد و رنج ناشی از بیماری، رضایت از زندگی و کاهش افسردگی در خانواده ها شده است. اعتقاد برخی از خانواده ها به این که خدا به فریاد دادخواهی ان ها توجه نمی کند یا با مبتلا کردن فرزندشان به بیماری می خواهد ایشان را بخاطر گناه شان مجازات نماید باعث افسردگی و دلسردی این افراد در طی درمان شده است. هم چنین با طولانی شدن طول دوره ی بیماری اعتقادات معنوی مثبت جای خود را به اعتقادات معنوی منفی داده است. اما شایان ذکر است در برخی از خانواده ها اعتقادات مذهبی به قدری محکم است که علی رغم اینکه بیماری فرزندشان را اتفاق ناخوشایندی نمی دانند بلکه این اتفاق را امتحان الهی می دانند (اله یار، 1393).

می توان نتیجه گرفت اعتقادات مذهبی نیرویی تحریک کننده بر زندگی، سلامتی، رفتار و ارتباطات فرد است و باعث سازگاری فرد با بحران های زندگی مانند بیماری می شود. بنابراین با توجه به اهمیت این عامل در اعتلای سلامت بیماران لازم است در آموزش و مشاوره ی بیماران به این عامل توجه شود تا از طریق تقویت یا ایجاد اعتقادات معنوی بتوان تدابیر روانی لازم را برای غلبه بر استرس زا ها در بیماران و خانواده هایشان فراهم نمود (اله یار، 1393).

Carson

Hynes

  Positive religious coping

Carver

Ano

Vasconcelles

Negative religious coping

intrapersonal

interpersonal