– روش های تسهیل کننده در کنترل تعارض

تجزیه و تحلیل منابع تعارض منجر به شناسایی عواملی می شود که مسئول وقوع تعارض هستند. پویایی تعارض مدت و اهمیت آن تحت تأثیر برخی عوامل موقتی قرار می گیرد.

الف) فهم موقعیت: یکی از روش هایی که به تحلیل عینی و فهم موقعیت تعارض کمک می کند تحلیل ( نیرو – میدان) است. اصطلاح نیرو و میدان می تواند برای نشان دادن نیروهای مختلفی که در موقعیت خاصی فعالیت دارند و چهارچوبی را برای تحلیل عینی و حل تعارض ها فراهم می کند مورد استفاده قرار می گیرد.

ب) آگاهی از خود: اگر ما درباره نیازها، انگیزه ها و رفتار خود و ادراک دیگران از ما و فعالیت هایمان آگاهی مناسبی نداشته باشیم، در کنترل تعارض کامیاب نخواهیم بود. در یک موقیت تعارضی برای کنترل بهتر آن باید هر از گاهی به صورت تحلیل درون نگرانه خود را وارسی کنیم و هشیاری خود را از تعارض افزایش دهیم (باباپور خیرالدین، 1381).به نقل از اولسون (2001) پژوهشگران قبل از ازدواج با زوج ها مصاحبه نمودند و 6 ماه، 1 سال و 5 سال بعد از ازدواج نیز مجدداً با آنها مصاحبه کردند. قبل از ازدواج شغل مردان و مسائل اختصاصی زمان و توجه به ترتیب تولد فرزندان مهمترین مسائل ایجاد کننده تعارض بودند و 6 ماه بعد از ازدواج، کارهای خانه به عنوان اولین منبع تعارض، چگونگی دخل و خرج پول، دومین منبع و زمان و توجه سومین منبع تعارض شناخته شدند. در پایان اولین سال ازدواج کارهای خانه زمان و توجه، دخل و خرج پول ، ترتیب تولد فرزندان مهم ترین منبع تعارض شناخته شدند. در پایان پنجمین سال کارهای خانه و زمان و توجه به عنوان اولین منبع شناخته شدند. اما مسائل جنسی از سیزدهمین رتبه به رتبه سوم ارتقاء یافته بود ( شیری، 1387). اگر کمال گرایی جنسی در مرد توسط همسرش، پاسخ داده شود نمی تواند تأثیر منفی بر احساسات زوجین نسبت به یکدیگر داشته باشد. همچنین با توجه به رابطه بین نقش جنسی و سازگاری زناشویی (مک گارون، 2002). کمال گرایی جنسی مرد می تواند در شرایط بالا بودن کمال گرایی جنسی در زن موجب احساس مثبت زن، نسبت به همسر خود شود (حیدری، مظاهری و پوراعتماد، 1384).

2-1-20- مراحل کنترل تعارض

میلر و زورادی 1994؛ برگرفته از ذولفقاری مطلق، یک دوره ی هفت مرحله ای برای کنترل تعارض پیشنهاد کردند:

  1. بازشناسی مشکل: درگیر ان تعارض، شناخت خود را از مشکل افزایش دهند.
  2. تعریف مشکل: شخص زمانی که دیگری درباره ی مشکل سخن می گوید، به درستی گوش کند و بعد از پایان سخن او دیدگاهش را بازگو کند.
  3. پای بند: درگیران تعارض، همه ی تلاش هایشان برای حل مشکل و بهبود روابط شان باشد.
  4. بازگویی نکات برجسته ی رفتارهای خوش آیند و ناخوش آیند: متعارضان برای حل مسائل شان، رفتارهای خوش آیند و ناخوش آیند یکدیگر را در حضور هم بازگو کنند، بی آنکه سخن شان جنبه ی ارزشی و پیش داوری داشته باشد.
  5. گفتگو: درگیران تعارض، با طرح روشن و صمیمانه ی دیدگاه های متفاوت خود، برای رسیدن به تفاهم تلاش کنند.
  6. پیمان: یک پیمان هفتگی بسته شود برای آنکه هر یک از دو سوی تعارض عبارت ها و رفتارهایی ویژه به کار گیرند تا خشنودی از ارتباط افزایش یابد.
  7. پیگیری: پیمان های هفتگی پیگیری شود و چنانچه نیاز به دگرگونی و بازنگری دارد، به آن عمل شود و متعارضان دوباره به اجرای آن پای بند باشند( شفیعی نیا، 1384).

مارک من و همکاران(1993) در گزارش پیگیری 5 ساله شان در زمینه ی ارزیابی برنامه ی پیشگیری از درماندگی زناشویی با آموزش کنترل تعارض و ارتباط، نشان دادند که همسران آموزش دیده به سطوح بالاتری از مهارت های ارتباطی مثبت، و سطوح پایین تری از مهارت های ارتباطی منفی و خشونت دست یافتند.دورانا (1997)، پژوهشی با عنوان افزایش صمیمیت همسران با استفاده از برنامه ی RAIRS انجام داد که بر روی 137 نفر مشتمل بر 78 زوج و 59 نفر بی حضور همسران شان اجرا و 8 ماه بعد نتایج دوباره پیگیری شد. نتایج، افزایشی قابل ملاحظه در صمیمیت، دریافت دوسویه، سهیم شدن در احساس های مثبت و منفی یکدیگر، حمایت، کاهش تعارض ها گزارش کردند. یافته های این پژوهش، ارزش برنامه های آموزش را در آسان سازی بالندگی افراد و همسران اثبات می کند (برگرفته از شقیعی نیا، 1384).

به گزارش هال فورد و همکاران (2003) بررسیها و پژوهش های فراوانی درباره یآموزش افزایش ارتباط توسط فین چام (1990)، کریس تنس و هیوی (1999)، دیروهال فورد (1998)، گورنی و جکوب سون (1990) و مارک من (1998) انجام شده است، نشان می دهد همسرانی که در برنامه های مهارت آموزشی شرکت کرده اند، رضایت بیشتری در زندگی زناشویی خود گزارش نمودند (برگرفته از شفیعی نیا، 1384).

2-1-21- رعايت قواعد حل تعارض

هسون  و همکاران( 2010؛ به نقل از حلیمه و همکاران، 1393)  نکاتي که شايسته است توسط همسران برای حل تعارض به صورت گام‌به‌گام مورد توجه جدي قرار گيرند، از اين قرار است:

1- همسران زمان و مکان مناسبي براي بحث در نظر گيرند. همسران با دقت مکاني را انتخاب کنند که بدون حواس پرتي و بدون مزاحمتي براي چاره‌انديشي، بتوانند در مورد مسایل صحبت کنند. انتخاب زمان و ساعت معين با توافق قبلي طرفين نيز اهميت دارد.

2- تعريف مسئله‌ی يا مشکلي که در مورد آن اختلاف نظر دارند. شفاف کردن مسئله به‌گونه‌اي که هر دو نفر بدانند، در مورد يک مسئله‌ی مشترک صحبت مي‌کنند.

3- سهم هر يک از همسران در ايجاد مشکل مشخص شود. به‌ندرت فقط يک نفر مقصر است. مشارکت دوطرفه در مسئوليت‌پذيري، ايرادگيري از طرف مقابل را حذف مي‌کند.

4- همسران تلاش‌هاي ناموفق گذشته را براي حل مشکل مرور کنند. مرور رويکردهاي ناموفق گذشته به همسران کمک مي‌کند که به طرح موضوع با راه حل‌هاي جديد تأکيد کنند.

5- روش‌هاي جديد براي حل تعارض به بارش فکري گذاشته شود. در اين مرحله شايسته است که همسران براي جالب شدن و خوشايند شدن جريان حل تعارض همه‌ی راه حل‌ها، حتي عقايدي را که ممکن است عجيب يا کوته‌بينانه به‌نظر رسد فهرست کنند. البته هنگام بارش فکري هيچ عقيده‌اي ارزيابي نمي‌شود. قدم بعدي بحث و ارزيابي عقايد است.

6- در مرحله‌ی بحث و ارزيابي راه حل‌هاي ممکن، جنبه‌هاي مثبت و منفي همه‌ی راه حل‌هاي پيش‌نهادي ارزيابي می‌‌شود.

7- یکي از راه حل‌هايي که هر دو زوج با آن موافق هستند، انتخاب می‌شود.

8- هر يک از زوجين براي انجام راه حل، مسئوليتي مي‌پذيرد و در صورت امکان وظيفه‌ی خود را يادداشت مي‌کند.

9- جلسه‌ی ديگري به منظور بحث درباره‌ی پيش‌رفت کار مشخص مي‌شود. اين مرحله توافق درباره‌ی زمان و مکان مناسب براي صحبت در مورد پيشرفت کار را مي‌طلبد.

10- تشکر و تحسين همسران از يک‌ديگر براي مشارکت در حل مشکل، بهترين پاداش قدرداني است هسون  و همکاران ( 2010؛ به نقل از حلیمه و همکاران، 1393).

2-1-22- سبک‌هاي غيرمؤثر و مشکل‌ساز

سبک‌هاي غيرمؤثر مديريت تعارض، که موجب بروز مشکلاتي در روابط همسران مي‌شود، اَشکال متعددي دارد که شايع‌ترين آن سبک‌هاي «رقابتي»، «اطاعت و تسليم» و «اجتنابي» است.

سبک‌ رقابتي: براي همسراني که در برخورد با تعارض‌ها از سبک رقابتي استفاده مي‌کنند، زندگي زناشويي به مثابه ميدان جنگ است. «هدف آن‌ها «کسب قدرت» و «برنده شدن» حتي به قيمت زير پا گذاشتن حقوق و احترام ديگري است. آن‌ها بدون توجه به نظر همسرشان، به خواسته‌ی‌ خود اصرار مي‌ورزند و معمولاً از روش‌هاي پرخاشگرانه مثل فرياد يا اعمال زور استفاده مي‌کنند. پيامد چنين سبکي ايجاد خشم در رابطه است» (محمدپور و همکاران،1389).

سبک اطاعت و تسليم: «سلطه‌پذيری» ويژگي همسراني است که اين سبک را در حل تعارض به کار مي‌گيرند. آن‌ها هنگام بروز تعارض، از خواسته‌های خود به نفع علايق و نيازهاي همسرشان مي‌گذرند؛ به اميد آن‌که تعارض خاتمه يابد و آرامش برقرار شود. هدف آن‌ها حفظ رابطه به هر قيمتي است. چنين سبکي ممکن است در کوتاه‌مدت مزايايي داشته باشد؛ اما پيامد آن احساس ناکامي، سرخوردگي و افسردگي است که در نهايت به ارتباط صدمه مي‌زند.

سبک اجتنابي: «در اين سبک، هنگام تعارض، همسران يا موضوع را تغيير مي‌دهند و يا به‌طور ساده از آن کناره مي‌گيرند و صحنه‌ی تعارض را ترک مي‌کنند. حال آن‌که برخورد منفعلانه با تعارض‌ها، نتيجه‌ی عکس مي‌دهد و موجب بروز تعارض‌هاي مکرر مي‌شود(مهرابی زاده و همکاران، 1391)..

اجتناب همسران از گفت‌وگو در مورد تعارض‌ها، ممکن است به بي‌احساسي آن‌ها نسبت به هم -‌ نه احساس تنفر و نه عشق- منجر شود. بر اساس نتايج يک تحقيق در کشور، وجود تعارض‌هاي حل نشده موجب افزايش تبادلات رفتاري منفي و کاهش صميميت همسران نسبت به هم مي‌شود. هم‌چنين اکثر تعارض‌ها در روابط همسران، مربوط به روابط با خانواده‌ی همسر و فرزندان است تا خود زوجين. در مواجهه با تعارض، بيش‌تر همسران، به‌ويژه زنان از روش انفعالي و اجتنابي براي حل تعارض استفاده مي‌کنند و روش‌هايي مثل سکوت، فرار، انکار و تحريف، به‌ويژه براي زنان، روش مناسب تلقي شده و اطرافيان نيز به آن توصيه و تشويق مي‌کنند (شفيعي، 1393).

به باور اولسون، تعارض انسان‌ها در بسياري جهات شبيه به عملکرد اتومبيل است. او مي‌گويد: «وقتي موتور ماشين در بزرگراه ايراد پيدا مي‌کند، نمي‌توانيم به‌راحتي ماشين را رها کنيم و سه روز بعد به آن‌جا برگرديم و انتظار داشته باشيم که ماشين حرکت کند. هم‌چنان ‌که، نمي‌توانيم يک رابطه را به حال خود رها کنيم و موقع برخورد مجدد با آن، انتظار داشته باشيم که مسئله خودبه‌خود حل شده باشد. مسایل به مرور زمان ناپديد نمي‌شوند و بنابراين اگر به مسایل ارتباطي توجه نشود، آن‌ها به‌تدريج بزرگ مي‌شوند» (اولسون و همکاران،1992؛ به نقل از نعیمی و همکاران، 1393).

 

 

1  Miller.s. & Zoradi

1 Durana

2 Christens, & Heavy

3 Gorney, & Jacobson

Hannson & etal

Olsone