ارتباط موثر

ارسطوفیلسوف یونانی شایداولین دانشمندی باشدکه 2300سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفت.او درکتاب مطالعه معانی بیان”ریطوریقاکه معمولاآن رامترادف ارتباط می داننددرتعریف ارتباط می نویسد:ارتباط عبارتست از جست و جو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجودبرای ترغیب و اقناع دیگران.بنابراین ارتباط عبارت است از فرایند انتقال و تبادل افکار،اندیشه ها،احساسات و عقایددو نفریابیشتربااستفاده ازعلایم و نمادهای مناسب به منظورتحت تاثیرقراردادن،کنترل و هدایت یکدیگر.به طور کلی ارتباط یکی از قدیمی ترین و درعین حال عالی ترین دستاوردهای بشر وزمینه ساززندگی اجتماعی است.انسان موجودی اجتماعی است و درخلاآفریده نشده است.یکی ازرسالت های مهم انسان درجهان خاکی،ایجاد،گسترش و تداوم بخشیدن به روابط بین فردی است.روابط بین فردی،مهم ترین مولفه ی زندگی ماازبدو تولد تاهنگام مرگ است.هیچ انسانی ازبدوتولد و بدون آموختن نمی تواندروابط بین فردی موثری برقرارکند.این آموختن مادام العمراست و تازمانی که انسان زنده است،ادامه دارد.تدوام حیات و اجتماع منوط به افزایش کیفیت روابط بین فردی است(فنی،موتابی،1385).ارتباط مایه ی حیات هر رابطه است.هنگامی که ارتباطی بی پرده،واضح و بااحساس روی می دهد،رابطه تقویت می گردداما زمانی که به صورت تدافعی،پرخاشگرانه وخاموش برقرار می شود،رابطه را تضعیف می کند.درجایی که مهارت های ارتباطی وجود ندارد،عشق بین همسران،دوستان،والدین و فرزندان به مقدار زیادی کاهش می یابد(بولتون،1993)مهارت های ارتباطی رفتارهایی هستندآموخته شده و اکتسابی که برای زندگی اثر بخشی ضروری اندکه شامل آگاهی و ایجاد شرایط لازم جهت رشد چنین رفتارهایی می باشد(هرزون،جی،2002).کارل راجرز،نماینده برجسته روانشناسی انسانی،اصول ارتباط یاری بخش را مطرح می کند،همدلی و پذیرش بی قید وشرط و نیزسفر به درون را به عنوان پایه های اصلی یک ارتباط موثربیان می دارد.مهارت های ارتباطی یعنی توانایی ایجاد روابط بین فردی با دیگران به گونه ای که از نظر جامعه قابل قبول و ارزشمندو درعین حال برای فرد سودمندباشد(حکمت،1383).ارتباط با دیگران ما را درراه کمال کمک می کند.اغلب برای اولین بار توانایی های خود را در تعامل با دیگران می شناسیم.مهارت های ارتباطی لازمه ی زندگی و ادامه ی مسیر هستند.این مهارت هامی تواننددر کنار آمدن ما با دیگران موثر باشندو هر گونه کاستی در این زمینه به بروز مشکلاتی در ارتباط های بین فردی می انجامد(امامی نایینی،1385).مهارت های ارتباطی به فرد این توانایی را می بخشدکه مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خودو دیگران با خواست هاو نیازها و مشکلات روزانه به ویژه درروابط بین فردی به شکل موثری روبرو شود(طارمیان،1380).ارتباطات غیرموثرجلوی شکوفایی انسان را می گیردوبرای روابط حکم سم را داردو حتی روابط را تخریب می کند.مادرگیر ارتباطات می شویم تا هویت پیدا کنیم و با دیگران پیوند برقرارکرده و پیوندمان راعمیق ترکنیم.پس اساس زندگی و خوشبختی ما را همین ارتباطات میان فردی می سازند(جولیا،تی،ترجمه فیروزبخت،1384).

مهارت های ارتباطی دارای دو بعد کلامی و غیر کلامی است.رفتارهای غیرکلامی دامنه ی وسیعی از ارتباطات بین فردی انسان ها را دربرمی گیرند.رفتارهای غیر کلامی علاوه بر این که مکمل گفتارهستند،حالات عاطفی را نیز نشان می دهد.لحن بیان،تن صدا،تماس چشمی و سایر نشانه های غیر کلامی ،شنونده را قادر می سازدتا معنی کلمات را دریابد.آشنایی با مهارت های ارتباطی غیر کلامی و نقش بسیار مهم زبان بدن،به ما این توانایی را می دهدتا به تاثیرکلام خود بر دیگران بیافزاییم و ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنیم(اون هارجی،1994).ایجاد روابط گرم و صمیمی با انسان های دیگر،منبع اعتماد،ایمنی و آسایش هر انسانی است و به تبع آن می توانددر رشد عزت نفس و کاهش احساس کم رویی و بی ارزشی او موثر واقع شود.

طبق تعریفی که محققان از مفهوم مهارت های ارتباطی ارائه داده اند،این مهارتها عبارت انداز توانایی برقراری رابطه با دیگران به شکل کارآمدو موثر. لازم است  که این رابطه درعین اینکه برای خود شخص  مفید است ،برای  شخص مقابل هم سودمند باشد .به عبارت دیگر مهارت های ارتباطی که  بعضاَ مهارت های اجتماعی یا مهارتهای بین فردی نیز نامیده می شوند عبارت اند از توانایی فرد برای ارتباط برقرار  کردن بادیگران درجهت برآورده نمودن نیازها،خواسته ها،حق وحقوق یاتعهدات به شیوه ای قابل قبول بدون اینکه به نیازها،خواسته ها،حق وحقوق یاتعهدات دیگران صدمه ای واردآورد. هدف  شما ممکن است رفع  یک سوء تفاهم،تشریح  یک  ایده ، دلداری دادن به دوستتان،پافشاری روی نظرتان،توجیه کردن استادتان در مورد ضرورت موضوعی که به عنوان تحقیق در نظر گرفته ایدویا قانع کردن دیگران جهت  تجدید نظردررفتارهایشان باشد؛هرچه مادربرقراری ارتباط کارآمدتر باشیم،احتمال دستیابی مابه هدفهایمان بیشتر میسرخواهد بود(سازمان بهزیستی کشور، 1390،ص 93).

بیردویستل(1970)درتصدیق نقش حساس فرایندهای غیرکلامی می گوید:”هرشخص عادی عملاروزانه 10تا11دقیقه صحبت می کندوهرجمله او به طورمتوسط 5/2ثانیه طول می کشد”.اوهمچنین تخمین می زندکه در یک برخورددو نفره معمولی 3/1معانی اجتماعی از طریق مولفه های کلامی و 3/2مابقی از طریق کانال غیرکلامی منتقل می شوند،پس بخش اعظمی از اطلاعات از طریق کانال غیرکلامی رد و بدل می شود.

2-15-مراحل  یک ارتباط بین فردی مؤثر

مرحله اول – شروع

یکی ازنشانه های سلامت روانی،وجودروابط بین فردی کارآمد است.روابط گرم وصمیمی با انسان های دیگر منبع ایمنی،اعتماد،راحتی و آسایش هر کدام از ماست.گرچه که به هنگام رویا رویی با مشکلات ودر  مواقع سخت زندگی،عاملی که بیشترین کمک را به ما خواهد کرد،توانایی ها و نقاط  قوت خودمان خواهد بود ،ولی به هیچ  وجه نمی توان منکر نقش  مؤثر مجموعه ی  شبکه ی ارتباطی در گذراز این بحران ها  شد.همکلاسی های همدل،همکاران شفیق،آشنایان دلسوز،دوستان صمیمی وخانواده ی پذیراهمه جزء شبکه ی گسترده ی ارتباطی تک تک ماهستند که امکان داشتن احساس بهتری را برای ما مهیاخواهند کرد.

مهمترین نکته ای که هنگام شروع یک گفتگو یا ارتباط بین فردی مؤثر باید مد نظرقراردهیم این است که این امکان وجوددارد که شخص مقابل به علت شرم و حیای ذاتی ازآغازکردن صحبت و گفتگو  امتناع کند وازاینکه طرف مقابل تمایلی به گفتگو نداشته باشدبترسد.حال اگرهم ماوهم فردمقابل دارای چنین ذهنیتی باشیم قاعدتاَ هیچگاه رابطه ای شکل نخواهدگرفت.یادآوری افکار ناکارآمد که به کرات به آن اشاره  شده  است،باردیگر لازم به نظر می رسد.همانطوری که  گفته شد ،مطمئناَ متوجه هستید که خودآگاهی و ارزیابی افکار واحساسات بازهم تأثیر بسیاری درداشتن جرأت آغاز گفتگو ورابطه دارد.در هرصورت،برای شروع یک گفتگو، چه به اندازه کافی شجاعت داشته باشیم و چه دراین باره مردد باشیم ،متخصصان مهارت های ارتباطی،شگردهای زیرراتوصیه می کنند:

1-یک سلام همراه بالبخندارائه کنید:

رفتارهای کلامی و غیر کلامی ما مهمترین شاخص هایی هستند که دیگران باتوجه به آنهاما را مورد قضاوت  قرارمی دهند.شاید هم این جمله را شنیده  باشید که ” اولین تأثیر،ماندنی ترین تأثیراست “.

وقتی  که طرف مقابل  ما شاهدرفتارهای  کلامی و غیر کلامی ای باد که منجر به فعال شدن طرحواره ی یک فرد محترم و مؤدب درذهنش گردد،قطعاَ اولین اثری  که ما بر وی به جا می گذاریم به حدی گرمازا  خواهد بود که کوه یخی بین مارا ذوب کند.

سلام همراه با لبخند علاوه براینکه پذیرش فرد مقابل مارا برخواهد انگیخت،موجب برانگیختگی اعتماد به  نفس ما هم خواهد شد.

2-از  پرسش های ساده استفاده کنید :

یک پرسش  ساده  این امکان  را فراهم خواهد کرد که بتوانیم  با فردی که تا کنون  اصلاَ او  را ندیده ایم  ارتباط  برقرار  کنیم.به  سه شکل می توان از این شیوه  استفاد ه کرد  :

بعد از سلام همرا ه با لبخند،سؤالی را مطرح  کنید :

در اینجا لازم است که در مورد دو نوع سؤال بسته و باز توضیحاتی داده  شود. سؤالات بسته  به سؤالاتی  گفته می شود  که  پاسخ  آنها  درحد  بله  یا خیر بوده یا بسیار  کوتاه است. معمولاَ  اینگونه  سؤالات با این کلمات  شروع می شوند :

« آیا ،کی ، کدام ، چه  کسی ، چرا ، چه »

در  عوض سؤالات باز  سؤالاتی هستند که پاسخ های توصیفی یا تشریحی را به  دنبال خواهند داشت :

توصیه شده است که در شروع یک ارتباط ازسؤالات بسته یا نیمه باز( سؤالاتی که توضیحات مفصلی را نیاز  نداشته باشند) استفاده شود.

3-به  علاقه مندی های طرف مقابل توجه کنید :

برای آغاز صحبت کافی است توجه کنیم فرد مقابل  به چه چیزی علاقه مند است ؛ کتاب ،موسیقی ،شعر، طبیعت و …سپس درباره  موضوع مورد علاقه  او پرسش هایی را مطرح  کنیم.مثلاَ اگر وی گیتاری را با خود حمل می کند می توان از او پرسید : ” آیا خیلی وقت است گیتار می نوازید ؟ “

اگر  فرد مقابل کتابی در دست دارد ،به همین ترتیب می توان درباره کتاب ، پرسش هایی را مطرح  نمود و همین روش را ادامه داد.ممکن است فرد مقابل به عکاسی علاقه مند باشد ، پس ما باید از این فرصت در جهت ایجاد یک گفتگو،نهایت استفاده را ببریم.

4-از شخص مقابل در حد متعارف تمجید کنید :

دیگران معمولاَ دارای ویژگی  ها ووضعیت هایی هستند که میتوان با استفاده از آنها ،گفتگوی هدفمندی  را آغاز  کرد.

5-در مورد خودتان اطلاعات دهید :

راه دیگرشکل گرفتن یک ارتباط در قالب گفتگو  این است که ابتدا در مورد خودمان اطلاعاتی به طرف  مقابل بدهیم.مثلاَ اینکه چه می خوانیم یا چه دانشگاهی می رویم  یا شغلمان چیست یا اهل کجا هستیم یا …

منطقی که در ورای این روش نهفته است این است که بعضی از افرادتصور می کنند که پرسش  درباره  کار افراد ،یک نوع کنجکاوی غیرمؤدبانه یا فضولی به شمار می آید .مسلماَ این طرز فکر راه ایجاد هر رابطه ای را سد می کند. باید سعی  کنیم چنین سدی در روابط ما با دیگران پیش نیاید، به همین علت خوب است که در قالب جمله های کوتاه ،ساده وقابل فهم برای طرف مقابل ،از خودمان اطلاعات بدهیم بر عکس اگرنخواهیم که طرف مقابل از مااطلاعاتی داشته باشد،برای ایجاد رابطه سدی رابوجود آورده ایم که احتمالاَ منجر به یک رابطه دو طرفه نخواهد شد.

مرحله  دوم – ادامه  گفتگو

درست است که توانایی شروع یک گفتگو ،شرط لازم ایجاد یک ارتباط دو جانبه می باشد. اما شرط کافی نیست.توانایی ادامه دادن به یک گفتگو،بخش دیگری ازمهارت های ارتباطی است که منجر به توانمند شدن  فرد درزمینه ی ارتباط به دیگران می شود. برای این مرحله هم اجزایی در نظر گرفته شده که عبارتند از :

1-هنر گوش دادن رافرابگیرید :

واقعیت این است که گوش دادن  یکی از مهم ترین توانایی هایی است  که هم  در  شروع ، هم  در ادامه و هم  در  خاتمه  یک  گفتگو ، کاربرد  دارد. چرا که با گوش  دادن  صحیح معمولاَ  حس  خود ارزشمندی  در  فرد مقابل فعال  شده و همین موضوع  روند ارتباط را  در  هر  مرحله  ای  تسهیل می  کند.وقتی که فرد  توانایی لازم را در این زمینه  به دست آورد به  احتمال زیاد جو  تفاهم آمیزی را به وجود خواهدآورد  که طرفین سعی خواهند کرد نظرات یکدیگر را هم مد نظر قراردهند. گوش دادن فرآیند فعالی است که طی  آن  شنونده  تصمیم بر این دارد که توجه لازم را معطوف به صحبت های طرف مقابل نماید.

2-16-ویژگی های شنونده ماهر

اگر بخواهیم توانایی خود  را در گوش دادن بالا ببریم،درنظر گرفتن نکات زیر به ما کمک خواهند کرد :

الف- محیط  مناسب خوب گوش دادن را فراهم  کنید :

سعی  کنیدگفتگو درمحیطی صورت گیرد که عوامل مزاحمی نظیر سر و صدا،گرمایا سرما،تهویه هوا و … که می  تواند  مخل  تمرکز  شما  در  فرآیند  گوش دادن باشد،درحداقل میزان باشند.

ب- خوب گوش دادن مستلزم توجه کردن است:

درگوش دادن توجه کردن با دو هدف صورت می  گیرد.اول اینکه باتمرکز برمحتوای  صحبت های  فرد پی  می بریم که اوچه می گویدودوم اینکه سعی  کنیم احساس وهیجان گوینده راهم درک کنیم . لبخند،تماس چشمی،تن صدا،تاکید برکلمات خاص،حالات چهره  ای ، حرکات دست وسرو رفتارهای حاکی از  حواس پرتی نظیر بازی کردن با خودکار علائمی هستندکه احساسات طرف مقابل راآشکارمی کنند.سهل انگاری درهر یک از این دو مورد موجب خواهدشدکه کارایی ما به عنوا ن عضوی از یک رابطه ی دو طرفه  کاهش یابد.

ج- لازمه گوش دادن فعالانه،صبور بودن است :

صبروشکیبایی خصیصه ای است که در بسیاری از مواردکارکرد بهداشت روانی داردولی شاید بتوان عملی ترین مصداق آن را در توانایی گوش کردن یافت.گوش کردن بیشتر ازهر فعالیت بشری مستلزم صبر است . در  موقعیت های  بین فردی  گاهی  صحبت هایی داریم که  می خواهیم  آن را بلافاصله  مطرح  کنیم ولی  طرف  مقابل مشغول صحبت کردن است.

د- خلاصه کردن جزئی ازگوش دادن صحیح است :

خلاصه کردن موضوع صحبت یکی از مهم ترین قسمت های گوش دادن است.

باید اجازه داد گوینده حرفش راتمام کندو سپس در موقعیت مناسب،صحبت های او را خلاصه  کرد :” با توجه  به  صحبت هایتان آیا برداشت من درست بوده است که… ؟ “

ه- گوش دادن ثمربخش،پاسخدهی را به دنبال دارد:

ی – گوش دادن فعال ایجاب می کند که مطالبی را به یاد بیاوریم :

بخش دیگری از گوش دادن  به حافظه  سپردن و متعاقباَ به یاد آوردن موضوعات مهم گفته های فردمقابل است .

2-درصحبت کردن بادیگران خود راعلاقه مند نشان دهید :

علاقه مندی به ادامه گفتگو،عاملی است که به سرعت توسط هردو طرف کشف می شود.

3-علایق خود رامطرح کنید :

وقتی افکار خودرا با دیگران در میان می گذاریم بهتراست که خود را به جای فرد مقابل بگذاریم،چرا که همانطوری که ما به عنوان یک شنونده مایلیم مطالب،ساده ،رساومرتب ومنظم بیان شوند،دیگران هم طبعاَ داری این تمایل هستند.

4-به موقع موضوع صحبت را تغییر دهید :

ادامه  بیش از حدصحبت در باره یک موضوع معمولاَ مانع از شکل گیری یک ارتباط دوجانبه می شود.

مرحله  سوم – پایان  دهی

پایان دادن  به  یک گفتگو در ارتباطی دو جانبه  حائز اهمیت است.اگر شروع  ارتباط  های بین فردی  به  برخاستن هواپیما از سطح زمین و پروازرا به ادامه یک گفتگو تشبیه کنیم ،پایان یک گفتگوفرود هواپیماست  که اگر  فرود  به  درستی  انجا م نشود ،ممکن است  وقت  و انرژی  که در دو مرحله ی قبل صرف شده  ، به هدررود.

1-سعی  کنید که  با یک احساس خوشایند دو طرفه به گفتگوی  خود پایان دهید.

2-به رفتارهای غیر کلامی فرد مقابل توجه کنید .

3-دقت کنید که نقش  فعال تری رادر پایان دهی به عهده بگیرید .

4-قبل از شروع  یک موضوع  جدید به گفتگو خاتمه دهید.( سازمان بهزیستی کشور ، 1390).

Rehtorica

.Birdwhistell