هوش هیجانی

ریشه‌ی مفهوم هوش هیجانی از هوش اجتماعی که اولین بار توسط ژنرایک (1920) معرفی شد گرفته شده است، ژرندایک هوش اجتماعی را اینگونه معرفی کرد: توانایی درک و مدیریت مردان و زنان و دختران و پسران برای عاقلانه عمل کردن آنها در روابط انسانی (احمد نژاد و همکاران، 1391).

هوش هیجانی، فرود را از نظر هیجانی ارزیابی می‌کند به این معنی که فرد با چه میزانی از هیجان‌ها و احساس‌های خود آگاهی دارد و چگونه آنها را کنترل و اداره می‌کند. نکته قابل توجه در راستای هوش هیجانی این است که توانایی‌های هوش هیجانی ذاتی نیستند. آن‌ها می‌توانند آموخته شوند (مختاری، 1368).

در گذشته هیجانات را پر هرج و مرج، اتفاقی، غیر عقلانی و ناپخته می‌دانستند، هیجان و عقل را متضاد یکدیگر می‌دانستند امروزه بر خلاف تصور گذشته، هیجانات و عقل در مقابل یکدیگر نیستند بلکه هیجانات و احساسات می‌توانند در خدمت عقل عمل کنند (اکبرزاده، 1383).

به نظر مایر و همکاران (1385) پژوهش‌های علمی مقابل ملاحظه‌ای در این زمینه صورت گرفته است که صحت گفته فوق را می‌رساند (پترایدس و فرنهام، 2001؛ گلمن، 1998، روزوتی و سیاروچی، 2005، دی و همکاران، 2002).

2-6-1- هوش هیجانی یا عاطفی چیست؟

تعریف هوش هیجانی

مایر سالووی (1990) هوش هیجانی را چنین تعریف کردند: توانایی تشخیص و کنترل هیجانات خود و دیگران به منظور هدایت افکار و اعمال خود و دیگران (پیرزاد و علوی، 1389).

منظور از هوش هیجانی توانایی دریافت سریع ارزیابی و ابراز هیجانات فهمیدن و اداره کردن آن و به کار بردن اطلاعات هیجانی برای هدایت افکار و اعمال است (گلمن، 1998).

گلمن (1998) هوش هیجانی را ظرفتی یا توانایی سازمان‌دهی احساسات و هیجانات با خود و دیگران، برای برانگیختن خود و کنترل موثر احساسات و استفاده از آن‌ها در روابط با دیگران می‌داند گلمن معتقد است، علی‌رغم اینکه دانش کنونی، ژنها را به عنوان یک عامل مهم تاثیر گذار در هوش هیجانی می‌داند اما، هوش هیجانی تا حدس از تجربیات زندگی نیز بدست می‌آید (گلمن، 2003).

امروزه هوش هیجانی به عنوان نوعی هوش تعیین شده است که هم شامل درک دقیق هیجان‌های خود شخص و هم تعیین حالات دقیق هیجانات دیگران است. هوش هیجانی، فرد را از نظر هیجانی ارزیابی می‌کند، به این معنی که فرد به چه میزانی از نظر هیجان‌ها و احساسات خود آگاهی دارد و چگونه می‌توانند آن ها را کنترل و اداره کند (آقایار و شریفی، 1386).

هوش هیجانی مهارتی است که دارنده آن می‌تواند از طریق خودآگاهی روحیات خود را کنترل کند و از طریق خود مدیریت آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی تاثیر آن را درک کند. به عبارت دیگر، شخصی که سه هیجان را به طور موفقیت‌آمیزی با یکدیگر تلفیق می‌کند دارای هوش هیجانی بالایی می باشد، این سه مولفه‌ی هیجانی شامل مولفه‌ی شناختی، مولفه‌ی فیزیولوزیکی و رفتار است (سبحانی نژاد و یوزباشی، 1387).

مفهوم هوش هیجانی به چگونگی سازگاری و موفقیت افراد در موقعیت‌های زندگی اشاره دارد. نظریه هوش هیجانی حوزه‌ی وسیعی از توانایی‌های مرتبط با شناخت و بکارگیری هیجانات را توجیه می‌کند. سالووی اظهار می‌دارد که هوش هیجانی در عملکرد روزانه اغلب مهم‌تر از هوش شناختی است. از دیدگاه سالووی و مایر (1990) هوش هیجانی را شامل توانایی برای تشخیص درست هیجان‌ها و عواطف دیگران و پاسخ متناسب به آن‌ها، همچنین برانگیختن، آگاهی و نظم بخشیدن و کنترل پاسخ های هیجانی خویشتن می‌داند.

هوش هیجانی با شناخت فرد از خود و دیگران، ارتباط با دیگران، سازگاری و انطباق با محیط پیرامون که برای موفق شدن در برآوردن خواست‌های اجتماعی لازم است، ارتباط دارد (حسینیان، قاسم زاده و نیک نام، 1390).

mayer

 Ptrayds & fnnham

golman

Roztei & caverochei

dy