ویژگی های تاب آوری

در ارتباط با تاب آوری مباحث چندی وجود دارد و این مفهوم ویژگی هایی دارد که به برخی
از آنها اشاره می شود:

2-3-6-1  تاب‌آوری به عنوان صفتی ذاتی یاصلاحیتی اکتسابی

یکی از مجادله‌ها و مباحثی که در ارتباط با تاب‌آوری مثل بسیاری از مفاهیم و سازه های دیگر روان شناسی وجود دارد، مبحث ذاتی یا اکتسابی بودن تاب آوری است. این مبحث در زمینه انجام مداخله ها برای افزایش و تغییر در آن نیز اهمیت دو چندانی می یابد. نتیجه ای که از مطالعات اولیه در حیطه مذکور به دست آمد این بود که برخی از کودکان خردسال نسبت به دشواری ها آسیب ناپذیر هستند و علی رغم اینکه در محیط شان چه اتفاقی رخ می دهد می توانند رشد طبیعی داشته باشند. این مسئله منجر به این دیدگاه شد که تاب آوری تا حد زیادی توسط عوامل ذاتی تعیین
می گردد و به طور نسبی تحت تأثیر رشد یا تعامل با محیط قرار نمی گیرد (راتر، 1991).
ولی تحقیقات بعدی این ایده مصونیت روانی را با نشان دادن اینکه در گستره ای که افراد بر
موقعیت های دشوار غلبه می کنند محدودیت های آشکاری وجود دارد، رد کرده اند (بلوم، 1998؛
راتر، 1991). افراد تاب‌آور نیز ممکن است تحت تأثیر استرس‌هایی که به حد کافی شدت دارند قرار بگیرند و تسلیم ناراحتی‌های روانی و جسمی آن شوند. علاوه بر این فردی که در یک موقعیت از خود تاب‌آوری نشان می دهد لزوماً در سایر موقعیت ها و زمینه ها موفق عمل نمی کند (هاروی
و دلفابرو، 2004).

گرچه دیدگاه‌‌های سنتی، تاب‌آوری را به عنوان یک خصیصه شخصیتی غیر قابل تغییر ترسیم کرده‌اند‌(که از نظر این دیدگاه ها یک فرد می تواند واجد یا فاقد آن صفت باشد) ولی شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این ویژگی به میزان زیادی قابل تغییر است و می تواند در افراد ایجاد گردد (لوتار، سی چتی، بکر ، 2000، نتلس و پلک، 1996؛ راتر، 1996؛ جو، گرن، و کروگر، 1999؛ ماستن، 2001؛ بونانو، 2004؛ یوسف و لوتانز، 2005).

سروف (1997) بر این باور است که تاب‌آوری صفت مجزایی که صرفاً به کودکان نسبت داده شود نیست، بلکه فرایند پویایی است که از زمانی به زمان دیگر و بسته به فرصت هایی که در زندگی برای فرد پیش می آید تغییر می کند. تاب‌‌‌آوری کیفیتی قابل تغییر و انعطاف پذیر است بنابراین
در هر نقطه و مرحله ای در سرتاسر زندگی می تواند به وجود آید (راتر، 1990؛ تایس، 2006؛ گیلسپی، 2007). از این رو به نظر می رسد که تاب‌آوری یک فرایند باشد نه یک صفت(والر[8]، 2000).

تا زمانی که افراد از تجارب زندگی خود به منظور رشد اجتماعی و روان شناختی استفاده
می کنند، به عنوان یک فرد بزرگسال می توانند تاب آوری را یاد بگیرند. تحقیقات مربوط به سرسختی نشان داده است که نوجوانان و بزرگسالان نیز می توانند تاب‌آوری را بیاموزند(مدی و خوشابا، 2005). همچنین لمای و غزال (2001) و لوتار و سی چتی(2000) اشاره کرده‌اند که به نظر می‌رسد محدودیت سنی برای رشد مثبت، تاب‌آوری و سازگاری وجود نداشته باشد، بسته به موقعیت‌هایی
که در زندگی برای افراد پیش می‌آید تاب‌آوری شکل می گیرد و به وسیله یک سری از راهبردهای مداخله‌ای در افراد قابل تغییر است. همین طور استورت، رید، مانگهام (1997) بر این باورند
که تاب‌آوری در طول زمان تغییر می کند و می توان آن را در افراد ایجاد کرد و آن را از طریق عوامل حفاظتی افزایش داد(لوتانز، 2002). به طور کلی اکثر شواهد و دیدگاه‌های موجود در این رابطه گویای این مطلب است که تاب‌آوری اکتسابی است و می‌توان آن را در افراد ایجاد کرد.

2-3-6-2  تاب آوری بعنوان کنار آمدن

در ادبیات روان شناسی تحولی واژه‌های «استرس» و «کنار آمدن[13]» انتخاب شده‌اند تا کارهای اولیه در ارتباط با موضوع تاب‌آوری را نشان دهند(هاگارتی و شرود، 1996) و برخی از نویسندگان واژه‌های تاب‌آوری و کنار‌آمدن را به جای هم به کار برده‌اند و آنها را معادل فرض کرده‌اند (برای مثال پرایر، 1999؛ داوی، 2003). علاوه بر داشتن یک سری از ویژگی‌ها، افراد تاب‌آور به عنوان کسانی توصیف می شوند که آموخته‌اند چگونه با استرس‌‌ها به روش کارآمدی رویارو گردند(کومپاس، 1998). با این وجود تاب‌آوری اشاره به پی‌آمد سازگارانه در پاسخ به یک بحران یا استرس دارد،
در حالی که کنار آمدن، پاسخ روان شناختی یا رفتاری است که تأثیر روان‌شناختی، هیجانی و جسمانی رویدادهای استرس زا را کاهش می‌دهد یا پیامدهای مثبت آن را افزایش می بخشد(اسنایدر و دیانوف، 1999 به نقل از داوی، 2003).

تاب‌آوری در مقایسه با کنار‌آمدن سازه‌ای چند بُعدی تر است، تلاش‌هایی که صرف مدیریت مطالبات موقعیت‌‌های استرس‌زا می‌شوند در اینجا مد نظر نیستند، بلکه پیامد‌های موفقیت‌آمیز
یا سازگاری جزء اصلی تاب‌آوری است (کِلِر، 2003). گور و اِکِن رود(1996) بیان کرده‌اند که کنار آمدن فرایند کوتاه مدتی است که ممکن است در ایجاد تاب‌آوری نقش داشته باشد. برخلاف
تاب­آوری، کنار آمدن به پیامدهای مثبت در مواجهه باشرایط ناگوار اشاره نمی کند، بلکه نوعی کوشش رفتاری یا روانی برای مدیریت این شرایط ناگوار بدون توجه به پیامدهای آن است(کروکر، کوالسکی و گراهام، 1998).  اگرچه تحقیقات در رابطه با این ایده که برخی افراد شرایط دشوار را با موفقیت پشت سر می‌گذارند به نتایج مشابهی دست یافته‌اند، ولی تعداد کمی از این بررسی‌ها به این موضوع پرداخته‌اند که چگونه تاب‌آوری به عنوان نوعی ویژگی فردی از سایر عوامل متمایز می گردد.
در ارتباط با تمایز تاب‌آوری از سایر عوامل مثل کنار آمدن و مدیریت استرس،  هاروی و دلفابرو(2004) به ابعاد و وجوه تمایز زیر اشاره کرده‌اند:

. Blum

. Nettles & Pleck

. Jew, Green , & Kroger

. Bonanno

. Youssef & Luthans

. Sroufe

. Thies

– Waller

. hardiness

. Maddi & Khoshaba

. Lemay & Ghazal

. Stewart, Reid , & Mangham

– coping

. Haggaerty & Sherrod

. Prior

. Davey

. Compas

. Snyder & Dinoff

. Keller

. Gore & Eckenrode

. mental

. Crocker, Kowalski, & Graham